گفته های دکتر محمد کمالی در مورد آمار افراد دارای معلولیت در ایران

لطفاً در کنار هم قرار دهید
@@لینک اول
30 هزار تخت توانبخشی در کشور کم داریم_۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
آیا میزان 15درصدی معلولیت برای همه جوامع، ثابت است؟
کمالی: این رقم، به طور میانگین در نظر گرفته شده است. اما این رقم را استرالیا 27 درصد، دانمارک بیش از 25 درصد و آمریکا بیش از 17 درصد اعلام کرده در حالی که در افغانستان ممکن است این رقم یک درصد اعلام شود.

* برای ایران میزان معلولیت جمعیت کشور، چند درصد اعلام شده است؟
کمالی: برای ایران ما رقم قطعی نداریم. اگر به آمار سرشماری مرکز آمار سال های 90 و 95 استناد کنیم، حدود یک میلیون و 20 هزار نفر از جمعیت کشور معلول هستند و در سال 95 نیز این میزان کمتر و حدود یک میلیون نفر اعلام شده است.
این ارقام با میانگین 15درصدی اعلام شده از سوی سازمان ملل خیلی فاصله دارد. چون تشخیص معلولیت سخت است به آن معنا که در سرشماری خیلی ها نمی گویند کودک کم توان ذهنی دارند. بسیاری نیز کتمان می کنند که دارای ناتوانی هستند.

* چرا نمی گویند؟ گفتن داشتن معلول که باید برای خانواده ها حمایت ها و منافعی در پی داشته باشد؟
کمالی: شاید منفعتی برای آنان ندارد. این چیزی است که دنیا هم آن را پذیرفته است. سازمان ملل در قسمت آمار ناتوانی، پیشنهادش این است که از مطالعات موردی و نمونه گیری استفاده شود. در سرشماری ها معمولا به سوالات معلولیت ، پاسخ داده نمی شود.

* در سرشماری ها آیا همه ناتوانی ها به طور مثال ناتوانی های خفیف نیز محاسبه می شود؟
کمالی: خیر. در سرشماری ها فقط ناتوانی های متوسط و شدید را در نظر می گیرند البته در برخی موارد خفیف ها را نیز در نظر می گیرند. به طور مثال یکی از دلایلی که در آمریکا، استرالیا و دانمارک و کشورهای اسکاندیناوی، آمار معلولیت بالاتر قید می شود به این دلیل است که جمعیت سالمند آنها بیشتر است و همان گونه که گفتم هر چقدر جمعیت سالمند بیشتر می شود، ناتوانی در آنها بالاتر می رود.

* ناتوانی های ذهنی و روانی و جسمی را اگر بخواهیم مقایسه کنیم، کدام شایع تر است؟ وضعیت کشور در این تقسیم بندی چگونه است؟
کمالی: معلولیت روان یا ناتوانی های روانی را خیلی با ناتوانی جسمی مقایسه نمی کنند. در تهران، آمار پژوهش عدالت در شهر، رقمی بالای 30 درصد دارای نوعی از اختلال روانی را ذکر می کند که می تواند بین خفیف تا شدید باشد اما قاعدتا این طور نیست که 30 درصد مردم تهران دارای اختلال روانی شدید هستند.

www.irna.ir/fa/News/82919860

@@لینک دوم

در سرشمارى نفوس و مسکن سال ۸۵

امسال هم مانند سال هاى گذشته در بین ۲۷ سئوال پرسشنامه سرشمارى، دو سئوال به معلولیت اختصاص داده شده است. معلولیت یکى از حوزه هایى است که درباره آن اختلاف نظر زیادى وجود دارد. روند کار براى ورود معلولیت به سرشمارى به این گونه است که تعاریفى از سازمان بهزیستى به مرکز آمار پیشنهاد شود و این تعاریف باید در یک تعامل مشترک با سازمان استفاده کننده از آمار کنترل شود و در نهایت تعاریف سازمان استفاده کننده و کارشناس مرکز آمار یکسان شود و مامور سرشمارى با یک تعریف واحد اطلاعات مربوط به معلولیت را جمع آورى کند.اما تا به حال معلولیت در سرشمارى چگونه بوده است. دکتر کمالى مى گوید: «در سرشمارى سال ۶۵ تعداد افراد معلول طبق تعریف آن زمان که شامل تنها افراد نابینا و ناشنواى کامل و قطع نخاع بود و معلولیت هاى ذهنى دیده نشده بود، ۴۵۶ هزار نفر عنوان شد. در سال ،۷۵ تعداد افراد معلول ۴۷۹ هزار نفر اعلام شد ما از این آمار نتوانستیم استفاده کنیم چون برآوردهاى ما رقم متفاوتى را به دست مى داد. طبق تعریف سازمان بهداشت جهانى که ۵/۳ تا ۴ درصد جمعیت هر کشور را افراد معلول تشکیل مى دهند ما باید بین ۲ تا ۵/۲میلیون نفر معلول شدید یا متوسط مى داشتیم که آمار ۴۷۰ هزار نفر اعلام کرده بود، این تفاوت بسیار فاحشى است.» نوراللهى درباره تعامل سازمان ها و در نظرگیرى تعاریف یکدست براى معلولیت و رفع این نقص مى گوید: «مطابق با تعاریف سازمان ملل معلولیت در حوزه کارى سرشمارى هاى عمومى نیست و ادارات آمار باید به سازمان بهزیستى کمک کنند. اما در کشور ما طبق مصوبه مجلس مرکز آمار موظف شده که آمار معلولیت را هم در سرشمارى هاى نفوس و مسکن به دست آورد. این موارد در تخصص ما نیست. در سرشمارى سال ۷۵ اشکال این بود که مسئولان وقت مرکز آمار بهزیستى به توافق نرسیدند چون مى گفتند ما باید راه حل هاى دیگرى براى نیازهاى آمارى پیدا کنیم. حوزه معلولیت چیزى نیست که افراد غیرمتخصص بتوانند آمارش را گردآورى کنند. ما در سال ۷۵ توافق کردیم که معلولیت ها را در سطح خانوار شمارش کنیم و در سال ۸۵ هم به رغم میل باطنى مان و از آنجایى که مى دانیم مشکلاتش چیست این کار را انجام مى دهیم. مشکل این کار براى سرشمارى این است که یا خانواده ها معلولیت را کتمان مى کنند یا تعریف ما با تعریف خانواده از معلولیت تفاوت دارد. با وجود این ما تلاش کردیم که انشاءالله خطا به حداقل برسد.» وى درخصوص پایین بودن درصد معلولیت اعلام شده در مقایسه با متوسط جهانى معتقد است: «آنچه که ما در سرشمارى ها در نظر مى گیریم بخشى از حوزه گسترده ناتوانى است که تحت عنوان معلولیت از طرف سازمان بهزیستى اعلام مى شود. طبیعى است اگر ما ناتوانى را بخواهیم برپایه تعاریف سازمان بهداشت جهانى جمع آورى کنیم به نرخ بالاترى از معلولیت و ناتوانى در کشور خواهیم رسید.» کارشناسان معتقدند ایراد دیگرى که به سرشمارى گرفته مى شود قوانین آن است که از سال ۱۳۵۳ که اصلاح و مصوب شده کوچکترین تغییرى در …

web.archive.org/web/20060705232551/http://www.sharghnewspaper.com/850413/html/societ.htm
مرتبط
یادداشت های روزانه دکتر محمد کمالی: جای معلولیت در سرشماری سال 85_7/04/2006

mkamali.blogspot.com/2006/07/85.html?m=1

@@لینک سوم
تعطیلی مراکز نگهداری از کودکان معلول – یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷

بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی حدود 10 درصد از جمعیت جهان دچار معلولیت هستند. سهم کشور ما از این آمار، 2 میلیون و 700 هزار معلول است که از این تعداد 500 هزار نفر نابینا و نیمه‌بینا، 500 هزار نفر ناشنوا و کم‌شنوا، 400 هزار نفر معلول ذهنی و یک میلیون و 300 هزار نفر معلول جسمی – حرکتی هستند
www.hamshahrionline.ir/news/52990/%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84

@@لینک چهارم
919 هزار و 163 خانوار در سرشماری 1390 دارای عضو با معلولیت بودند_۲۱ آبان ۱۳۹۳

دکتر محمد کمالی دانشیار دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران پیرامون جایگاه معلولیت در برنامه ششم توسعه سخنرانی کرد.

وی به مرور ناتوانی و معلولیت ، آمارهای ناتوانی/معلولیت ، برنامه های عمرانی و توسعه در ایران و نیز موضوع و جایگاه ناتوانی/معلولیت در برنامه ششم پرداخت و گفت : هم اکنون بیش از یک میلیارد فرد دارای ناتوانی در جهان وجود دارند که 3 نفر از هر 4 نفر در کشورهای در حال توسعه هستند .
وی افزود : تنها 1 تا 2 درصد کودکان دارای معلولیت به آموزش دسترسی دارند و در کشورهای در حال توسعه نیز تنها 2درصد افراد دارای معلولیت به توانبخشی دسترسی دارند .
وی تصریح کرد: افراد داری ناتوانی/معلولیت به عنوان گروهی اقلیت دیده می شوند، اگرچه آنها بزرگترین گروه اقلیت در جهان هستند که دو سوم آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند.

دکتر کمالی در ادامه به تعاریف معلولیت قبل از سال 1980 اشاره کرد و گفت:تا قبل از سال 1980 به معلولیت ناتوان در اداره خود و وظایف خانوادگی ، ناتوان در مراقبت از خود ناتوان در کسب حرفه و انجام فعالیت های اجتماعی و دارای مشکل در فعالیت های روزمره زندگی گفته می شد .
وی افزود: اما در تعریف ناتوانی باید گفت ناتوانی عبارت است از اینکه ناتوانی(یا فقدان توانایی داده شده، همانطور که «Dis» بر آن دلالت می کند) در انسان می تواند فیزیکی، شناختی، حسی، عاطفی، رشدی و یا ترکیبی از آنها باشد.
دکتر کمالی درادامه به انواع مدلهای ناتوانی / معلولیت هم اشاره کرد و گفت : مدل اخلاقی ، مدل تراژدی شخصی ، مدل پزشکی و مدل اجتماعی انواع مدلهای ناتوانی / معلولیت هستند .

وی به تعاریف ناتوانی / معلولیت طبقه بندی اختلال، ناتوانی و معلولیت بعد از سال 1980هم اشاره کرد و گفت : اما در تعریف معلولیت بعد از سال 1980 میلادی ناتوانی به عنوان هر گونه کاهش یا فقدان توانایی(به دنبال یک اختلال) برای انجام فعالیت ها به شیوه طبیعی است. در حالی که معلولیت ناکارآمدی اجتماعی به دنبال یک اختلال یا نتوانی است.
این استاد دانشگاه به تعریف ناتوانی / معلولیت ناتوانی، بر اساس نظر سازمان جهانی بهداشت هم پرداخت و گفت : معلولیت ناتوانی، بر اساس نظر سازمان جهانی بهداشت ، به عنوان «یک واژه چتری و عام تعریف می شود که اختلال ها، محدودیت های فعالیت و موانع مشارکت را پوشش می دهد.» یک اختلال مشکلی در ساختار یا عملکرد بدن است؛محدودیت فعالیت، مشکلی است که شخص در انجام یک وظیفه یا عمل باآن مواجه می شود، در حالی که موانع مشارکت مسئله ای است که فرد برای حضور در موقعیت های زندگی تجربه می کند. بنابراین ناتوانی پدیده پیچیده ای است که تعامل بین مشخصه های جسمی شخص و مشخصه های جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند را منعکس می کنند.

وی به تعریفی از توانبخشی اشاره کرد و گفت : توانبخشی در برگیرنده اهداف معین برای کاستن از تاثیر ناتوانی، توانمند ساختن فرد برای رسیدن به استقلال و حضور در جامعه، خودگردانی وکسب زندگی با کیفیت بهتر می باشد. توانبخشی نه تنها شامل آموزش به افراد دارای ناتوانی ومعلولیت است، بلکه مداخلاتی را در نظام های عمومی جامعه به منظور تطابق و مناسب سازی محیط، تدارک حمایت از حقوق انسانی و توانمند سازی آن انجام می دهد.
وی در خصوص حقوق معلولین گفت : حمایت از حقوق انسانی وظیفه دولت ها در همه جوامع و برای همه شهروندان است. افراد دارای ناتوانی و معلولیت باید حقوق مشابهی برای زندگی همچون دیگر شهروندان داشته باشند و نباید هیچ استثنائی وجود داشته باشد، لیکن توجه ویژه ای در مواردی مانند دسترسی به خدمات بهداشتی واجتماعی ، توانمند سازی وایجاد فرصت های برابردرکسب درآمد، به ایاب و ذهاب و مناسب سازی اماکن عمومی به زندگی فرهنگی واجتماعی ( ورزش ، اوقات فراغت، تفریحات و…) ، به آموزش، مسکن و اطلاعات به ایفا نمایندگی و مشارکت کامل سیاسی درتمام زمینه ها لازم است .

وی با نگاهی به آمارهای جهانی از ناتوانی و معلولیت تصریح کرد: تا سال 2010 سازمان ملل متحد و سازمان جهانی بهداشت حدود 10 درصد از جمعیت جوامع را دارای نوعی از ناتوانی و معلولیت محسوب می کردند. این بیان در سال 2011 در پیام دبیرکل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی معلولان به 15 درصد و بیش از یک میلیارد نفر افزایش یافت.
وی افزود : تجزیه و تحلیل داده های بروز شده مطالعه بار جهانی بیماری در سال 2004 تخمین زد که 15.3% از جمعیت جهان(حدود 978 میلیون نفر از جمعیت تخمینی 6.4 میلیارد نفری در سال 2004) ناتوانی متوسط یا شدید داشته اند، در حالی که 2.9% یا حدود 185 میلیون نفر ناتوانی شدید را تجربه کرده اند.
دکتر کمالی آمارهای ناتوانی و معلولیت در ایران را نیز مورد بررسی قرار دادو گفت : در سرشماری سال 1385 بار دیگر واحد اندازه گیری به فرد دارای ناتوانی و معلولیت تغییر پیدا می کند و از سوی دیگر در مورد معلولیت های ذهنی هم جامعه مورد پرسش قرار می گیرد.
وی افزود : در این سال شاهد تغییر گسترده ای در ارقام سرشماری هستیم. جمعیت کل کشور در این سال به رقم 70 میلیون و 495 هزار و 782 نفر بالغ می گردد. علاوه بر اینکه از ناشنوایی به طور مطلق سوال می شود از اختلال های گفتار و صدا نیز پرسش به عمل می آید که مجموع اختلال های شنیداری را به رقم244 هزار و 251 نفر می رساند. نابینایان با تغییرکمی همچون سرشماری های گذشته بالغ بر 94 هزار و 231 نفر می باشند. تعداد افراد با معلولیت جسمی به 623 هزار و 672 نفر افزایش می یابد و پرسش از اختلال ذهنی تعداد295 هزار و 218 نفر را شامل می سازد.
این استاد دانشگاه افزود: بر این اساس جمعیت افراد دارای ناتوانی و معلولیت حدود101 هزار و 222 نفر به دست می آید. در نتیجه می توان گفت میزان شیوع ناتوانی و معلولیت در سرشماری 1385 بالغ بر 1.43 درصد بوده است.

دکتر کمالی اظهار کرد: بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال1390 بار دیگر شاهد تغییر واحد اندازه گیری به خانوار هستیم. از 21 میلیون و 185 هزار و 647 خانوار کشور، 919 هزار و 163 خانوار اعلام نموده اند که دارای عضو با معلولیت بوده اند. بنابراین آمار، نسبت خانوارهای دارای عضو دارای معلولیت به کل خانوارهای کشور، برابر 4.3 درصد است.
وی افزود: به عبارت دیگر در بین هر 100 خانوار ساکن ایران، حدود 5 خانوار دارای عضو دارای معلولیت وجود داشته است. در حیطه آمارهای ثبتی هم عمدتا آمارهای ارائه شده از سوی سازمان های ارائه دهنده خدمات مطرح شده اند. هر چند این آمارها با توجه به نوع خدمات غیرفعال-تعیین شده بر اساس مراجعه افراد- و امکان همپوشانی نمی توانند بیانگر درستی از آمار افراد دارای ناتوانی/معلولیت باشند. در حال حاضر، عمده خدمات توانبخشی در کشور توسط سازمان بهزیستی کشور ارائه می گردد. بر اساس آخرین آمار، جمعیتی بیش از 1250000 هزار نفر از افراد دارای ناتوانی/معلولیت تحت پوشش این خدمات هستند.

www.mcls.gov.ir/fa/news/41677/%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF-919-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-163-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-1390-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%B6%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF

@@

گفته های دکتر محمد کمالی در مورد آمار افراد دارای معلولیت در ایران